-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 13:51
تعریف کردن داستان دیگران ازار دهنده است ولی خیلی چیزا تغیر کرد از اخرین اتفاق مرگ خالم بود که کلا خونه بهم ریخت و کمی بگزریم عطی رف. و باز بریم عقب من چیزیو از دست دادم که نشانه اصالت بود Adblock test (Why?)
تاریخ 19 هه پنج ماه از عمرم به باد رفت
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 14:07
جالبه موقع که احساس میکنی داره سرد میشه تازه میفهمی چیزی وجود نداشته که بخواد الان سرد بشه فقط برای فراموش کردن قبلی حضور داشتیحالا حرف از عشق بزن وفتی دوبار ارضاش کردیو همون روز با یکی دیگه قرار گذاشت امیدوارم دیگه حرمت کلمرو پایین نیاریخداروشکر هیچوقت ته مونده کسیو نخواستم
لمس
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 14:07
بغلت میکنه میبوستت فقط کردنتو میبوسهدوست داره لمست کنه بهت میگه عطر تنت دیونم کرده میدونی دوست دارهدوست نداره ازار ببینی میدونه که دوست نداری باهاش ادامه بدیو فقط مثل یه جسد میمونی پیشش نه حسی بهش د
پسر من
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 14:07
بچم پسر من تنها موجودی که تمام وجود از خودمه ماه بعد به دنیا میای خیلی خوبه که تو هنو هستی تو به پدر احتیاجی نداری چون پدری که تورو بخواد وجود نداره پدری که تورو باور داشته باشهپسرم 9 ماه تمام تورو پی
مادر مجرد :D :P
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 14:07
هورااااااااااااااااا مجردی دوباره سلاااااااااااااااااااااام مهمونی دور همی الکل و پوکت قلیووووووووووووووووووووووووون اخجوووووووووووووووون چی میشه ساعت وایسته اخه لحظه های خوب نمیخوام تموم بشه
حرف
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 14:07
میدونی ازت ناراحت نیستم فقط ازت چندشم میشه از اینکه یه رابطه ی کثیفو شروع کردیاز اینکه کنار من میدیدیش و توی تخت خودت تجسمش میکردیازت چندشم میشه چون حیلی به پایین تنت توجه کردیهمه چیزو گذاشتی کنار غرور شخصیت صداقت رفاقت هه همه چیز خوبه ولی دمت گرم یادم دادی هنو چیزی به اسم رفاقت توی تو وجود نداره
just for some one whom was a dad
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 14:07
خسته شدم از بس بخشیدمت خسته شدم از بس دستتو رو کردمخسته شدم از بس دروغاتو فهمیدم برو فقط برو دیگه بر نگرد نمیخوام حتی توی هوایی که نفس کشیدی باشم برو دیگه پیرم کردی تمام عامل پیر شدن و دارم بجز فرسودگی بدن برو و منو با پسرم تنهام بزار برو با همون بدن های بدون روح لذتتو ببر
ساعت برگرد سوگند(i love this text)
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 14:07
هدف من توی گهواره مرد رو ورق جوهری با اشکای خشک نقاشیام اشکالی گنگ و افکارم شده خرواری فحش بحثی نیست که انسان کمه بحث سره اینه چقد سوگند خره چون با هرکی نشسته یک ماه بعدش طوری از
sogand saat bargar سوگند ساعت برگرد
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 2:36
sogand saat bargar سوگند ساعت برگرد www.ec-media.soundcloud.com/uBBGYpFAaFGD.128.mp3?ff61182e3c2ecefa438cd02102d0e385713f0c1faf3b033959566bf20600e9143ffdaff0edecec3d7888234b40d1712759a58402cb2702c0b9f35b52dc5f8db55a5b93123c&AWSAccessKeyId=AKIAJ4IAZE5EOI7PA7VQ&Expires=1388952082&Signature=aS2LfLWnqJx...
پسرم تولدت مبارک
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 2:36
پسرم امروز به این دنیای قشنگ اومدی پسرم همین امروز دوست دختر بابات دوباره مسخرم کردولی من هیچ واکنشی نشون ندادم چون تورو دارم پسرم بعضی از ادما قلب ندارن نمیدونم چرا ولی نمیتونم ازشون کینه ای به دل بگیرم اخه هنو بچه ان من برای تو مینویسم خیلی زیبایی انگا که خدا تورو باسه خودش کنار گذاشته بود ولی اون
هه :v
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 2:36
میگی عذاب وجدان توروخدا منو نخندون مگه توی تو چیزی به اسم وجدان هستچه جالبه موقعی که دیگه بهش فکر هم نمیکنی میاد میگه عذاب وجدان دارم پسرم بابات خیلی ابله چون نمفهمه که هیچ وقت بخشیده نمیشه ولی فراموش میشه پسرم برات شیر داغ کردم بزار سرد بشه الان میدم بت انقدر گریه نکن پسر من یکی یدونه من مامان خیلی...
حرف بازم
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 2:36
یادم میاد وقتی داشت باهام حرف میزد تا تونستم ازش تعریف کردم با وجود اینکه خودم دوسش داشتمولی نمیخواستم با هم بهم بزنن بخاطر من انگار نه انگار به من برای بار چندم خیانت کرده بود براش یه ادم رویایو تعریف کردم بهش گفتم دیگه منو اون همو دوست نداشتیم دیگه اخراش بود که فکر نکنه من هنوزم دوسش دارم خیالش را
جالبه
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 2:36
موقعی که احساس تنهایی میکنی همه میگن بیا پارتنر و از این کسوشرا حالا از هرچی پسر متنفری و داری با دوستات روزای خوشیو میگزرونی فوران پیشنهاد ها میادهمه هم ماشالا فاب میخوان این دیگه نشون میده تا حالت خوبه همه هستن mercccccccccccccccccccccc یه لیست جدید داره دوباره در میاد اه باید دیگه این تلفن و خامو...
دختریو میشناسم
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 2:36
دختری میشناسم سخت بود احساساتشو کشته بودندختری که حاضر بود دختریشو بده تا فراموش کنه ولی این کارو نکرد دختری و میشناسم که همه فکرش و گذاشته روی کارش دختری و میشناسم که با دختر بودنش مردی و به زانو دراورد مردی که اونو برای یکشب حالا همه چیشو حاضر به پای اون بریزه دختری و میشناسم که با وجود لاشی های
مهمونی و شیطونی+dirty dance
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 2:36
بچه های شاملو دافای شاملو باهم دوباره جمع شده بودیم وای چه خنده هایی چقدر حال دادمهمونی از ساعت 7 شروع میشد ولی بچه های شاملو از 6/5 اونجا باس میبودن دمش گرم منم یه بطری از الکل های بابا و برداشتم و رفتم خداشگر نزدیک بود خونش تو محل بود ساعت دیگه یادم نمیاد فقط یادمه یه ضربدری تو اتاق بود ما همه پا
دختر من من یه دختر دارم
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 2:36
درست زمانی که فکر میکنی میتونی کسیو دوست داشته باشی مثه پتک میخوره تو سرت میگه بیخیال باو ادم باشولی مرسی حالا دیگه هم یه پسر دارم هم یه دختر با این تفاوت که دخترمو همه میبینن ولی پسرمو نه دختر من دختری که همه میگن همش ده سال با من میمونی اه کثافتا به اونا چه که تو چند وقت پیشمی چطور یه مادر میتونه
تولد ديگر
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 2:36
و گذر زمان چيزي از من باقي نذاشت من به من بدل شد سرخوردگي به سركشي دلبستگي به رهايي حالا زندگي براي زندگي من بايد باقي بماند شمعي ديگر سوخت ارزوي ديگر رفت كاش اينبارقاصدك بيايد