خرید بک لینک

تعریف کردن داستان دیگران ازار دهنده است ولی خیلی چیزا تغیر کرد از اخرین اتفاق مرگ خالم بود که کلا خونه بهم ریخت 

و کمی بگزریم عطی رف. و باز بریم عقب  من چیزیو از دست دادم که نشانه اصالت بود 

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 13:51

جالبه موقع که احساس میکنی داره سرد میشه

تازه میفهمی چیزی وجود نداشته که بخواد الان

سرد بشه فقط برای فراموش کردن قبلی حضور داشتی

حالا حرف از عشق بزن وفتی دوبار ارضاش کردیو همون روز

با یکی دیگه قرار گذاشت امیدوارم دیگه حرمت کلمرو پایین نیاری

خداروشکر هیچوقت ته مونده کسیو نخواستم

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 14:07

بغلت میکنه میبوستت فقط کردنتو میبوسهدوست داره لمست کنه بهت میگه عطر تنت دیونم کرده میدونی دوست دارهدوست نداره ازار ببینی میدونه که دوست نداری باهاش ادامه بدیو فقط مثل یه جسد میمونی پیشش نه حسی بهش دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 14:07

بچم پسر من تنها موجودی که تمام وجود از خودمه ماه بعد به دنیا میای خیلی خوبه که تو هنو هستی تو به پدر احتیاجی نداری چون پدری که تورو بخواد وجود نداره پدری که تورو باور داشته باشهپسرم 9 ماه تمام تورو پیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 14:07


هورااااااااااااااااا مجردی دوباره سلاااااااااااااااااااااام

مهمونی دور همی الکل و پوکت قلیووووووووووووووووووووووووون

اخجوووووووووووووووون چی میشه ساعت وایسته

اخه لحظه های خوب نمیخوام تموم بشه

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 14:07

میدونی ازت ناراحت نیستم فقط ازت چندشم میشه از اینکه یه رابطه ی کثیفو شروع کردی

از اینکه کنار من میدیدیش و توی تخت خودت تجسمش میکردی

ازت چندشم میشه چون حیلی به پایین تنت توجه کردی

همه چیزو گذاشتی کنار غرور شخصیت صداقت رفاقت هه همه چیز خوبه

ولی دمت گرم یادم دادی هنو چیزی به اسم رفاقت توی تو وجود نداره


برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 14:07


خسته شدم از بس بخشیدمت

خسته شدم از بس دستتو رو کردم

خسته شدم از بس دروغاتو فهمیدم

برو فقط برو دیگه بر نگرد

نمیخوام حتی توی هوایی که نفس کشیدی باشم

برو دیگه پیرم کردی

تمام عامل پیر شدن و دارم بجز فرسودگی بدن

برو و منو با پسرم تنهام بزار برو با همون بدن های بدون روح لذتتو ببر

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 14:07

هدف من توی گهواره مرد رو ورق جوهری با اشکای خشک نقاشیام اشکالی گنگ و افکارم شده خرواری فحش بحثی نیست که انسان کمه بحث سره اینه چقد سوگند خره چون با هرکی نشسته یک ماه بعدش طوری ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 14:07

sogand saat bargar سوگند ساعت برگرد

www.ec-media.soundcloud.com/uBBGYpFAaFGD.128.mp3?ff61182e3c2ecefa438cd02102d0e385713f0c1faf3b033959566bf20600e9143ffdaff0edecec3d7888234b40d1712759a58402cb2702c0b9f35b52dc5f8db55a5b93123c&AWSAccessKeyId=AKIAJ4IAZE5EOI7PA7VQ&Expires=1388952082&Signature=aS2LfLWnqJxrYnr3kWr2QRgb6vc%3D

۱۳۹۲/۱۰/۱۵| 23:28 |مهرناز| |

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 2:36

پسرم امروز به این دنیای قشنگ اومدی پسرم همین امروز دوست دختر بابات دوباره مسخرم کردولی من هیچ واکنشی نشون ندادم چون تورو دارم پسرم بعضی از ادما قلب ندارن نمیدونم چرا ولی نمیتونم ازشون کینه ای به دل بگیرم اخه هنو بچه ان من برای تو مینویسم خیلی زیبایی انگا که خدا تورو باسه خودش کنار گذاشته بود ولی اونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 2:36

میگی عذاب وجدان توروخدا منو نخندون

مگه توی تو چیزی به اسم وجدان هست

چه جالبه موقعی که دیگه بهش فکر هم نمیکنی میاد میگه

عذاب وجدان دارم

پسرم بابات خیلی ابله چون نمفهمه که هیچ وقت بخشیده نمیشه ولی فراموش میشه

پسرم برات شیر داغ کردم بزار سرد بشه الان میدم بت انقدر گریه نکن

پسر من یکی یدونه من مامان خیلی دوست داره ها

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 2:36

یادم میاد وقتی داشت باهام حرف میزد تا تونستم ازش تعریف کردم با وجود اینکه خودم دوسش داشتمولی نمیخواستم با هم بهم بزنن بخاطر من انگار نه انگار به من برای بار چندم خیانت کرده بود براش یه ادم رویایو تعریف کردم بهش گفتم دیگه منو اون همو دوست نداشتیم دیگه اخراش بود که فکر نکنه من هنوزم دوسش دارم خیالش راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 2:36

موقعی که احساس تنهایی میکنی همه میگن بیا پارتنر و از این کسوشرا

حالا از هرچی پسر متنفری و داری با دوستات روزای خوشیو میگزرونی فوران پیشنهاد ها میاد

همه هم ماشالا فاب میخوان

این دیگه نشون میده تا حالت خوبه همه هستن

mercccccccccccccccccccccc

یه لیست جدید داره دوباره در میاد اه باید دیگه این تلفن و خاموش کنم دیگه هر دوستی داشتم

داده به همه

اه من کی ازتون خواستم برام ادم پیدا کنید اخه فاجعه ها این ته حرکت بوداااااا

-________________________________________________________-

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 2:36

دختری میشناسم سخت بود احساساتشو کشته بودندختری که حاضر بود دختریشو بده تا فراموش کنه ولی این کارو نکرد دختری و میشناسم که همه فکرش و گذاشته روی کارش دختری و میشناسم که با دختر بودنش مردی و به زانو دراورد مردی که اونو برای یکشب حالا همه چیشو حاضر به پای اون بریزه دختری و میشناسم که با وجود لاشی های ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 2:36

بچه های شاملو دافای شاملو باهم دوباره جمع شده بودیم وای چه خنده هایی چقدر حال دادمهمونی از ساعت 7 شروع میشد ولی بچه های شاملو از 6/5 اونجا باس میبودن دمش گرم منم یه بطری از الکل های بابا و برداشتم و رفتم خداشگر نزدیک بود خونش تو محل بود ساعت دیگه یادم نمیاد فقط یادمه یه ضربدری تو اتاق بود ما همه پاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آراد میرزاپور تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 2:36

صفحه بندی